Thursday, August 09, 2007

 

٣: ٣٦. دومين هفته نامه ي «ايران شناخت»، فراگير پانزده گزارش ِ تازه ي ايران شناختي



يادداشت ويراستار

جمعه ١٩ امردادماه ١٣٨٦


دومين هفته نامه ي ايران شناخت را با گزارشها و گفتارهايي خواندني و سودمند، همراه با تصويرهايي ديدني و يادماني، در پانزده زيرْبخش نشرمي دهم.


١. بخش دوم ِ گفتار ِ خواندني ي ِ بهرام روشن ضمير با عنوان ِ موسيقي ي تلفيقي ي ايران را در روزنامك بخوانيد:
http://www.rouznamak.blogfa.com/post-124.aspx


٢. مجموعه اي از گفتارهاي پژوهشي و روشنگرانه در پاسخ به تحریفگران تاریخ و بدخواهان ایران را كه اين روزها با بسيج گونه اي در رسانه هاي گوناگون چاپي و الكترونيك به ايران ستيزي و كين توزي با فرهنگ و تاريخ و ادب و حماسه ي ايران پرداخته اند، در تارنماي آذرگشْنَسْب بخوانيد:


http://azargoshnasp.net/Pasokhbehanirani/main.htm


٣. سرور كسمايي بانوي نويسنده و پژوهنده ي مقيم فرانسه، پيشگفتاري بر ترجمه ي فرانسه ي سه اثر ِ فرهيخته مرد و شاهنامه پژوه يگانه ي روزگارمان، زنده ياد شاهرخ مسكوب با عنوان ِ "رفتن، ماندن، بازگشتن" نوشته است. اين مقدمه که بويزه براي خواننده فرانسوي بسيار روشنگر است، پنجره اي براي خواننده کتاب که توسط انتشارات معتبر" اکته سود" منتشر شده است، مي گشايد. سرور کسمائي به رَغْم مشغله ي زياد، ترجمه فارسي ي پيشگفتار خود با عنوان ِ در جست و جوي حقيقت را که توسط علي جواهري انجام شده، ويراستاري کرده است.
در اینجا بخوانید

شاهرخ مسكوب در جواني

مسكوب
در آستانه ي سفر بي بازگشت


٤. از مجيد نفيسي، چهره ي شاخص ادب تبعيد ايرانيان در آمريكا، سه دستاورد تازه بدين دفتر رسيده است.

الف. شعري به نام ِ شب:

شب در تگزاس به نیمه می رسد
و در نیویورک از نیمه می گذرد
روز در سوئد تازه پلک می گشاید
تنها در "شهر فرشتگان" است که شب مرا رها نمی کند.
بازوانم را در بر می گیرم
پلک هایم را می بندم
و چون سنگپاره ای تنها خود را به درون شب پرتاب می کنم
شاید در تگزاس پنجره ی خوابگاهی را بگشاید
یا در نیویورک بر بام خانه ای فرود آید
امّا جهان گِرد است
و تنهایی ي سنگین این شب تنها بر جان من می نشیند
زمان به من پشت کرده است
و زمین چون چاه سیاهی زیر پایم دهان گشوده است
می گذارم تا از همه ی مرزها بگذرم
و چون شهابی به دور خویش به گردش درآیم
امّا ناگهان آوای نرمه زنگی مرا به زمین بازمی گرداند.
روز در اصفهان هنوز به نیمه نرسیده
و مادرم که در ایوان ناخن های پدرم را می گیرد
صدای سقوط سنگپاره ای را در حوض ِ خانه شنیده است.


١٤ ژانویه ٢٠٠١

فيلمي بر بنياد شعر ِ «شب» ساخته ي نيلوفر طالبي
خواننده ي متن ِ فارسي ي شعر: سازنده ي فيلم
خواننده ي ترجمه ي انگليسي: شناخته نيست
http://www.youtube.com/watch?v=LYFHuxL8CtM


ب. شعري به نام ِ آه، لس آنجلس
بندي از اين شعر، از سوي شوراي شهر لس آنجلس بر تخته سنگي در كرانه ي دريا، كنده گري شده است:




متن كامل دو روايت فارسي و انگليسي ي شعر را در اين نشاني بيابيد و بخوانيد: http://www.iranian.com/NaficyMajid/2007/July/LosAngeles/index.html

پ. نقد مجيد نفيسي بر ديدگاههاي دو چهره ي مطرح در گستره ي گفتمان سياسي و جامعه شناختي ي معاصر را با عنوان ِ اسلام و غرب: نه ادوارد سعيد و نه برنارد لويس را در اینجا بخوانید


ت. گفت و شنودي با مجيد نفيسي
روزنامه ي اعتماد، در شماره ي ١٤٦٠ خود، دوشنبه ١٥ امرداد ١٣٨٦، بخش اصلي و عمده ي صفحه ي ادبيّات خود را ويژه ي گفت و شنود مر يم منصوري و مجيد نفيسي كرده است: http://www.etemaad.com/Released/86-05-15/214.htm#38624
(در اين صفحه ي ادبي، جدا از اين، چند مطلب خواندني ي ديگر و از جمله، خبر برگزاري ي آيين ِ رونمايي ي ترجمه ي انگليسي ي رُمان ِ سلوك، اثر محمود دولت آبادي در آمريكا و با حضور نويسنده در زمان ِ سالروز شصت و هشت سالگي اش درج گرديده است.)


٥. نگاهي به زندگي و انديشه هاي حسين کاظم زاده ايرانشهر: يادواره اي سزاوار براي مردي بزرگ

حسين كاظم زاده ي ايرانشهر در جواني


مسعود لقمان در تارنماي روزنامك، در يادواره اي براي حسين كاظم زاده ي ايرانشهر، نوشته است:
«کاظم زاده تا نام و نشان ايرانشهر در جهان پايدار است، همواره جاويدان و برقرار خواهد بود و ارزش ِ شرکت


او در پايه ريزي ي نهضت ادبي و فکري ايران، مورد قبول و تصديق نسل کنوني و نسل هاي آينده ايران خواهد بود. نسل روشنفکران دوره مشروطه، نسلي است که کوششي پيگير ، براي بازشناسي و بازنمايي هويّت ايراني مي نمايد، نسلي که با پايي در تاريخ و فرهنگ ايران و دستي در تمدن باختر زمين، در پي بازيابي هويّتِ تاريخي و فرهنگِ ملي ماست ...»

كاظم زاده در پيري



دنباله ي اين گفتار را در اين نشاني بخوانيد:
http://rouznamak.blogfa.com/post-120.aspx


٦. شكسپير در تالار فردوسي ي تهران



بهروز غريب پور كه پيش از اين، از باله ي عروسكي ي رستم و سهراب بر بنياد سروده ي فردوسي در شاهنامه و موزيك ساخته ي لوريس چكناواريان با طرّاحي و كارگرداني ي او، در همين تارنما سخن گفتم، اكنون اپراي عروسكي ي مَكبِث را بر پايه ي نمايشنامه ي نامدار ِ شكسپير، در تالار فردوسي ي تهران به اجرا درآورده است.


٧. بازيافت ِ يك سند ِ مهمّ ِ ايران شناختي در جيرُفت



بر پايه ي گزارشي از خبرگزاري ي ميراث فرهنگي كه كيارش بهنام آن را بدين دفتر فرستاده است:
«به گفته استاين كلر زبان شناس روسي و استاد دانشگاه هاروارد، بايد از خط كشف شده در جيرفت، شهداد و مليان با نام خطّ تمدّن شرق ياد كرد و نام خطّ عيلامي براي اين خطّ مردود است...» دنباله ي اين گزارش را در نشاني ي زير بخوانيد:

http://www.chn.ir/News/?section=2&id=31472
و براي دريافت آگاهي هاي هرچه بيشتري در اين زمينه، به نشاني هاي زير روي بياوريد: .http://www.chn.ir/News/?section=2&id=40249
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=37889
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=31521
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=37634
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=36784
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=22550
http://www.chn.ir/News/?section=2&id=18242


و باز هم در همين زمينه:
معتبرترين مجله ي علمي ي دنيا، ايران را منشاء تمدن بشري دانست.


«چندين دهه است كه دانش آموزان سراسر جهان مي آموزند تمدّن انساني بالغ بر پنج هزار سال پيش در كنار رودخانه هاي فرات در بين النهرين، نيل بزرگ و ايندوس هند ظهور يافت اما اكنون دانش باستان شناسي اين احتمال را مطرح كرده است كه پيدايش تمدّن بشري را بايد در ايران جستجو كرد. به گزارش خبرگزاري مهر، باستان شناساني كه بر روي منطقه منحني شكل وسيعي ميان روسيه تا ايران و شبه جزيره عربستان كار مي كنند مدارك و شواهد جديدي از شبكه پيچيده شهري در منطقه ايران پيدا كرده اند كه ممكن است روزگاري از رونق بالايي در اين منظقه از جهان و همزمان در پنج هزار سال پيش برخوردار بوده كه بدين ترتيب بايد نگرش جديد و متحوّل شده اي به ظهور تمدّن بشري داشت. آندرو لاولر مقاله نويس مجله معتبر علمي «ساينس» در شماره اخير اين نشريه به تشريح جزئيات اين كشف تاريخي پرداخته كه از سوي تيمي از محققان و باستان شناسان از جمله يوسف مجيدزاده باستان شناس ايراني صورت گرفته است تا در نهايت قطعات پازل معمّاگونه شكل گيري تمدّن بشري شكل واقعي و نهايي خود را پيدا كند...»دنباله ي ابن گزارش را در اين جا بيابيد و بخوانيد: http://www.sciencemag.org/cgi/content/summary/317/5838/586


٨. بازيافت ِ سنگ نوشته اي از خشيارشا در تركيّه


باز هم بر پايه ي گزارش ِ فرستاده ي كيارش بهنام بدين دفتر، سنگْ نوشته ي گم شده ي خشيارشا در كرانه ي درياچه ي وان در تركيه بازيابي شد.



سنگْ نوشته ي خشيارشا واقع در بلندي هاي نزديك درياچه ي وان تركيه بدون آن كه هيچ عكس و تصويري از آن در دسترس باشد يا محلّ دقيق آن شناخته شده باشد، به وسيله ي يك زوج جهانگرد ايراني بازيابي شد. نخستين دستاورد بزرگ سفر ِ زوج جهانگرد ايراني موتورسوار،‌ بازيابي ي سنگ نوشته ي گم شده ي خشيارشا در درياچه وان تركيه بود. به گزارش ميراث خبر، در حالي كه از خروج زوج جهانگرد ايراني از كشورمان و ورود آنها به كشور تركيه كمتر از دو هفته مي‌گذرد، خانم و آقاي قيدي براي هم ميهنان خود، تحفه‌اي بسيار ارزشمند فرستاده‌اند. اين هديه، شامل تصاويري از سنگ نوشته ي گم شده ي خشيارشا در كنار درياچه وان در كشور تركيه است كه تاكنون هيچ تصويري از آن در دسترس دانشمندان نبوده است. غلامرضا رمضاني، مديرعامل مؤسسه ي رشد پژوهش ايرانيان كه مديريت گروه پشتيباني و برنامه ريزي سفر به دور دنيا در ٨٠٠ روز را به عهده دارد، با اعلام اين خبر، اظهار داشت:« پيش از آغاز سفر زوج جهانگرد ايراني، گروه كارشناسي ما اهدافي را براي اين سفر طراحي كرد كه يكي ازاين هدفها تلاش براي يافتن موضع دقيق ِ سنگ نوشته ي گم شده ي خشيارشا در كرانه ي درياچه وان در تركيه بود.» وي افزود:« دكتر رزمجو ـ متخصص تاريخ هخامنشيان و زبان پارسي باستان ـ در نشست‌هاي كارشناسي، توجه ما را به اين كتيبه جلب كرده بودند و ما با توجه به اطلاعات دريافتي از ايشان مي‌دانستيم كه چنين كتيبه‌اي در ارتفاعات اطراف درياچه ياد شده وجود دارد. همچنين متوجّه شده بوديم كه نه تنها هيچ عكس و تصويري از اين سنگ نوشته ي گم شده در دسترس نيست، بلكه محل و موضع دقيق آن هم ناشناخته است.» رمضاني در ادمه افزود:« ظاهراً حدود يك‌صد سال پيش طرحي از روي اين سنگ نوشته تهيه شده بوده است كه متخصصان زبان‌هاي باستاني از روي آن طرح، اقدام به خواندن و ترجمه ي آن كرده بودند. اين اثر، نخستين بار توسّط رونالد گراب كِنت، زبان شناس در سال ١٩٠٨ ميلادي خوانده و ترجمه شده است. اما همان طور كه گفته شد همه دانشمندان تا پيش از تلاش زوج جهانگرد كشورمان، از موضع دقيق آن بي‌اطلاع بودند و هيچ تصويري هم از آن در دسترس نبوده است. خوشبختانه اين افتخار نصيب خانم و آقاي قيدي شد كه سفر خود را در چند روز نخست ِ اين سفر دور و دراز، با بازيابي موضع دقيق سنگ نوشته ي خشايارشا در كنار درياچه وان و با تهيه عكس و فيلم كامل از آن، خجسته و مبارك كنند.» رمضاني اضافه كرد:« البته براي پيدا كردن اين سنگ نوشته، از يك سو خانم و آقاي قيدي به محض ورود به كشور تركيه از دو نفر از راهنمايان منطقه (يك نفر ايراني و يك نفر اهل كشور تركيه)، ياري گرفتند و از سوي ديگر با توجه به سنگ نوشته هاي ديگري كه با خط ها و زبان‌هاي متفاوت در منطقه وجود دارد، براي اطمينان از اين كه اين سنگ نوشته، همان اثر مورد نظر باشد، در تهران هم گروهي تشكيل شد كه تصاوير دريافتي از طريق اينترنت را براي دكتر رزمجو ارسال كنند تا اطمينان لازم به دست آيد.» به گفته وي، چهار روز همه ي اين افراد در تركيه و در كشورمان از صبح تا نيمه شب در حال جست و جو و فعاليّت بودند تا اين كه در شامگاه روز چهارشنبه در تاريخ دهم امرداد دكتر رزمجو، آخرين تصاوير دريافتي از تركيه را كه توسط خانم و آقاي قيدي تهيّه شده بود، تأييد كردند.» رمضاني تصريح كرد:« ما ضمن شادباش به همه مردم كشورمان و ضمن آرزوي دستيابي اين زوج جهانگرد به همه اهداف فرهنگي بزرگ ِ تعريف شده براي اين سفر، از همه ايرانيان ميهن دوست در هركجاي جهان كه هستند، درخواست مي‌كنيم كه از حركت بزرگ اين زوج جوان ايراني كه اين چنين پر بركت و خوش آغاز است، حمايت كنند و دست ياري ما را براي همراهي با اين زوج درتمام روزهاي اين سفر بفشارند.» * * * متن كامل ترجمه فارسي سنگ نوشته ي خشيارشا در كنار درياچه ي وان در شرق كشور تركيه (اصل اين سنگ نوشته به سه زبان: پارسي باستان، ايلامي و بابلي نوشته شده بوده است) چنين است:
"بَغ ِ (خداي ِ) بزرگ است اهوره مزدا
كه بزرگترين خدايان است
كه اين زمين را آفريد و آن آسمان را آفريد
كه شادي را براي مردم آفريد
كه خشيارشا را شاه كرد
يگانه فرمانرواي بسياري
من خشيارشا، شاه بزرگ،
شاه شاهان
شاه مردمان بسيار
شاه در اين زمين دور و پهناور
پسر داريوش شاه هخامنشي
گويد خشيارشا: داريوش شاه كه پدرم بود،
به خواست اهوره مزدا [ بناهاي] زيبايي ساخت
و فرمان داد تا اين سنگ نوشته كنده شود.
امّا نوشته اي در آن كنده نشد
پس از آن من فرمان دادم اين نوشته كنده شود.
اهوره مزدا با خدايان مرا و شهرياري مرا و آنچه را كه من ساخته ام نگاه دارد."


٩. روزنوشت هاي تازه ي مهدي جليل خاني در نقد ادبيّات و فرهنگ در تارنماي ِ بوي ِ كاغذ ارمغاني از شهر زنجان
http://www.jmahdi1.blogfa.com/


١٠. گفتمان ِ ستیز با ایران ِ باستان، زبان مادری و کیستی ي ِ ملّی
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/politic/more/13743/


دنباله ي گفتارهاي نُه گانه ي پژوهشي ي مزدک بامدادان در همين زمينه است كه پيشتر در همين تارنما بدانها پيوند دادم.


١١. سندي تصويري از کهن ترین همنوازی ي جهان در ایران




بر پايه ي پيام فرستاده ي بهزاد فرهانيّه از تهران، در کاوشهايی که در بین سال­های ١٩٦١ تا ١٩٦٦ میلادی در تپه ي «چغامیش» خوزستان (نزدیک دزفول) به دست پرفسور دلوگاز و هلن. جی. کانتور صورت گرفته، سندی پنج هزار ساله به دست آمده است که کهن­ترین همنوازی (ارکستر) جهان را در خود به یادگار دارد. هرچند كه اين كشف تازگي ندارد و چندين دهه از آن مي گذرد، از اهميّت ويژه اي برخوردارست. دنباله ي اين گزارش را در اين نشاني، بيابيد و بخوانيد:
http://www.aariaboom.com/content/view/1009/122/




١٢. ريشه شناسي ي تركيب «رايانگر»، برابر ِ فارسي ي ِ دقيق و درست ِ «كامپيوتر»

دوست دانشمند آقاي دكتر محمّد حيدري ملايري ، استاد ِ اخترشناسي و اخترفيزيك در نِپاهشگاه ِ (رصدخانه ي ِ )


پاريس)
(Paris Observatory , M. Heydari-Malayeri)
و مؤلّف ِ فرهنگ ریشه شناختی ي سه زباني (انگليسي - فرانسه - فارسي) ي ِ اخترشناسی و اخترفیزیک

An Etymological Dictionary of Astronomy and Astrophysics, English-French-Persian



به درخواست نگارنده، متن ِ زير را در روشنگري ي ريشه و بنياد تركيب رايانگر (بَديل ِ درست و دقيق «كامپيوتر ( كه هنوز در ميان فارسي زبانان كاربُردي همگاني دارد) -- و «رايانه» ( كه با دقت كمتري پيشنهاد شده و كاربُردي نسبي يافته است)، به اين دفتر فرستاده اند كه براي آگاهي ي خوانندگان ارجمند ِ اين تارنما و به دست دادن ِ نمونه اي والا از يك پژوهش ِ دانشگاهي ي امروزين، در پي مي آورم:




computer = râyângar (#) رايانگر Fr.: ordinateur
An electronic device which can accept data, apply a series of logical instructionsrapidly, and supply the results of the processes as information. From → compute (v.) + suffix → -er. Râyângar "arranger, organizer," on the model of Fr. ordinateur according to which the electronic device arranges/organizes instructions and information. Râyângar, from râyân- stem of râyânidan "to regulate, set in order," from Mid.Pers. râyânīdan "to arrange, organize" + -gar agent suffix. Râyân-, from rây-, Mod.Pers. ârây-, ârâyeš, ârâyidan "to arrange, adorn," Mid.Pers. ârây-, ârâstan "to arrange, adorn;" O.Pers. rād- "to prepare," rās- "to be right, straight, true," rāsta- "straight, true" (Mod.Pers. râst "straight, true"); Av. rāz- "to direct, put in line, set," razan- "order;" Gk. oregein "to stretch out;" L. regere "to lead straight, guide, rule," p.p. rectus "right, straight;" Skt. rji- "to make straight or right, arrange, decorate;" PIE base *reg- "move in a straight line;" see also → direct.



براي ديدن ديگر درآمدهاي تاكنون نشريافتۀ فرهنگ ریشه شناختی ي سه زباني ي ِ اخترشناسی و اخترفیزیک، به اين نشاني، روي بياوريد:
http://aramis.obspm.fr/~heydari/dictionary/I_v1.html


١٣. شب ابراهيم يونسي: پنجاه و سومين شب از شبهاي ماهنامه ي بُخارا



آگاهي نامه ي زير، امروز از دفتر ِ ماهنامه ي بُخارا در تهران، به اين دفتر رسيده است:


پنجاه و سومين شب از شب هاي مجلّه ي بُخارا به تجليل از خدمات ادبي دكتر ابراهيم يونسي اختصاص دارد. دكتر ابراهيم يونسي ، دهه هشتاد زندگي پربارش را پشت سرگذاشته است و از چهره هاي برجسته نويسندگي و ترجمه به شمار مي رود و اين روزها سالروز انتشار اولين ترجمه وي از رمان « آرزوهاي بزرگ » اثر جاوداني چارلز ديكنز است . دكتر ابراهيم يونسي در طي نيم قرن فعاليت ادبي ، بيش از ٩٠ اثر مهم را به زبان فارسي ترجمه كرد . آثاري همچون :« تاريخ ادبيات روسيه ، در ده جلد » ، « سيري در ادبيات غرب » ، « طوفان » اثر شكسپير و آثاري از جرج اليوت ، هنري فليدينگ ، تامس هاردي ، برتراند راسل ، و .... . ابراهيم يونسي همچنين در عرصه نويسندگي نيز قلمي توانا دارد و تا كنون هشت رمان از وي منتشر شده كه هر كدام چندين مرتبه تجديد چاپ شده است . در مراسم شب ابراهيم يونسي ، رضا سيد حسيني ، عبدالله كوثري ، خشايار ديهيمي ، محمد علي سلطاني و علي دهباشي درباره وجوه گوناگون زندگي دكتر ابراهيم يونسي سخنراني خواهند كرد. همچنين فيلم مستندي از زندگي وي به نمايش درخواهد آمد . اين مراسم ساعت ٥ بعد از ظهر يكشنبه ٢١ امرداد در تالار ناصري خانۀ هنرمندان ايران برگزار مي شود.


١٤. كوششي ديگر براي آشتي دادن ِ ايرانيان با كتاب

كتاب و کتابخانه و كتابخوانی براي ما ايرانيان، از نان شب نيز واجب ترست. هركوششي كه در هرجا و در هريك از جامعه هاي ايراني (درون مرزي و برون مرزي) در اين زمينه به كار بسته شود، بايسته و ستودني است. در اين جا (استراليا) از كتابخانه ي ايرانيان در سيدني و نيز كتابخانه ي گويا در شبكه ي جهاني و نيز انجمن كتاب در بريزبن، آگاهي داشتيم. امروز نيز با خشنودي خبريافتيم كه كتابخانه ي ديگري در شهر بزرگ سيدني، آغاز به كار كرده است. با فرخنده باد گفتن و درود فرستادن به دست اندر كاران ِ اين كنش ِ فرهنگي، متن ِ آگاهي نامه ي رسيده به اين دفتر را در پي مي آورم:
كتابخانه ي كانون خانواده ها و جوانان ايراني در «هورنزبی» با برنامه های زیر آغاز به کار می کند:
آموزش زبان فارسی آموزش خوش نویسی داستان خوانی برای کودکان آموزش آوازو سازاز قبیل: دف، سنتور، کمانچه و ویولن توسط هنرمند گرامی جمال رکابی برنده ی جایزه ی جشنواره ي موزیک ملبورن(٢٠٠٥)
* کتابخانه فقط روزهای دوشنبه از ساعت ١٠ بامداد تا ٨ شب گشوده است. *امکانهاي دیگر: در این کتابخانه با چای و قهوه از شما عزیزان پذیرايی خواهد شد. این کتابخانه برای پذيرايي ي شام با غذای گرم ایرانی با بهای مناسب درخدمت مراجعه کنندگان خواهد بود. این کتابخانه می تواند واسطه ای برای دریافت کتاب از کتابخانه ی فارسی زبان پاراماتا برای خوانندگان مشتاق باشد.



کتاب برای فروش موجود است.



مکان:

Hornsby Youth & Family Centre Cnr of Burdett & Muriel Street, Hornsby Westfield shopping centre پارکینگ

*

تلفن: ١٢٩ -٦٢٦ - ٠٤٠٦


كتابخانه ي يك روز در هفته

One Day Library



١٥. تنْ پوش ِ پدر ِ ايراني ي دانش بر تن ِ دانش پژوهان ِ جهان


به راستي اين درد و دريغ را با چه كس بايد در ميان نهاد كه جهاني به بزرگان دانش و فرهنگ ما فخر مي كند و آنان را الگو و نمونه قرارمي دهد و ما خود، نه تنها از اين امر غافليم كه كساني از خود ِ ما با هر انگيزه اي كه باشد، به بيشرمي و گستاخي ي هرچه تمامتر، زبان زهرآگين شان را به دشنام گويي به نامداران مان و ستيز با ارزشهاي آفريده ي آنان مي پردازند؟!
بانو طاهره ي شيخ الاسلام، متن زير را -- كه مي تواند مايه ي اندوه و عبرت ما گردد -- امروز از سيدني به اين دفتر فرستاده اند كه با سپاسگزاري از ايشان، در اين جا بازْنشرمي دهم.


رَدای ِ پدر ِ دانش ِ جهان





دوست دارید یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی را كه ما خود از آن را بي خبریم، برایتان بگویم. لابُد شما هم تا به حال دیده اید كه در دانشگاههای خارج، وقتي يك دانشجو می خواهد دانشنامه ي دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد هم او لوح ِ دانشْ آموختگي را می خواند.
از ما كه می پرسند: این لباس و كلاه چیست؟ می گوییم: این لباس شیطونك است كه اینها تنشان می كنند!
اما از اروپایی یا ژاپنی و یا حتا آمریكایی كه بپرسی: این جامه چیست كه شما بر تن ِ دانش آموختگان تان می كنید؟ می گویند: ما به احترام «آوی سنت» (پور ِ سینا) پدر ِ دانش ِ جهان، این جامه را به گونه اي نمادین می پوشیم.
آنها به احترام «آوی سنت» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه جامه ي ِ بلند ِ رداگونه می پوشیده، این جامه را بر تن دانشمندان خود می كنند. آن كلاه هم نشانه ي همان دستار است (کمی فانتزی شده)و منگوله آن نمادی از گوشۀ دستار خراسانی است كه ما ایرانی ها در قدیم از آن آویزان می كردیم و به دوش می انداختیم.
در اروپا و آمریكا و ژاپن و جاهاي ديگر، علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می دانند، ولی ما خودمان نمی دانیم!
باورتان می شود؟!



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?