Sunday, June 21, 2015

 

نمایندگان سزاوار "ایرانی ماندن و جهانی شدن"


 بهروز شیدا، نویسنده و پژوهشگر ساکن شهر اوپسالا در سوئد، همدوش با همسر فرهیخته اش فروغ حاشابیکی، استاد دانشگاه اوپسالا در بخش زبانهای ایرانی، از چهره های شاخص و ستودنی ی ایرانی ماندن و جهانی شدن اند
در سلبهای گذشته، کتابها و نشریّه های ادبی ی پیشروی از این زوج فرهنگی  نشر یافته است که هر کدام، دری است برای ورود به گستره ی فرهنگ و ادب ایرانی.
 آنان همچنین در سال ٢٠۱۱، همایش جهانی ی آغاز دومین هزاره ی سرایش شاهنامه را با کامیابی در آن دانشگاه، برگزارکردند. 
*
از کارهای تازه ی شیدا، این خروس از کیست که سرندارد؟ را می توان نام برد.
کامیابی ی بیشتر بهروز و فروغ، آرزوی همه ی ایران دوستان است.


 

هیچ ناشری از ویراستار، بی نیاز نیست! : گفت و شنود BBC با "مجید روشنگر" کارشناس کارآزموده ی گستره ی ویرایش و نشر و نقد ِ کتاب


در این جا، بخوانید:
http://www.bbc.com/persian/arts/2015/06/150619_l41_books_translation_roshangar_comments



Thursday, June 11, 2015

 

من آن زنم ... : یادگاری ماندگار از غزل بانوی شعر فارسی

<ذق>

  آهنگ ساز: جواد ضرابیان
 شعر: سیمین بهبهانی
*
*
خواهی نباشم و خواهم بود
 
 دور از دیار نخواهم بود
تا "گود" هست، میان دارم
اهل کنار، نخواهم شد
یک دشت شعر و سخن دارم
حال از هوای وطن دارم
چابک غزال غزل هستم
آسان شکار نخواهم شد
من زنده‌ام به سخن گفتن
جوش و خروش و برآشفتن
از سنگ و صخره نیندیشم
سیلم، مهار نخواهم شد
من آن زنم که به نامردی
سوی حصار نخواهم شد
برقم که بعدِ درخشیدن
از من سکوت نمی‌زیبد
غوغای رعد ز پی دارم
فارغ ز کار نخواهم شد
تیری که چشم مرا خسته ست
بر کُشتنم به خطا جسته ست
"بر پشت زین" ننهادم سر
اسفندیار نخواهم شد
گفتم از آنچه که باداباد
گر اعتراض و اگر فریاد
"تنها صداست که می‌ماند"
.من ماندگار نخواهم شد

Tuesday, June 09, 2015

 

گفت و شنودی با دکتر ماشا الله آجودانی، مدیر "کتابخانه ی مطالعات ایرانی در لندن (بزرگترین مرکز فرهنگی ی مستقلّ ایرانی در جهان) - درخواست یاری رسانی به این کتابخانه


 
سلام

لطف کنید - و در راستای  کمک به کتابخانه مطالعات ایرانی، متن این  گفت و گو را در اختیار مردم فرهنگ- .دوست و صاحب مُکنت قرار دهید

م. آجودانی

M ajoudani

*

https://www.youtube.com/watch?v=NpPabO5Pgg4

Monday, June 01, 2015

 

در سوگ استاد و هنرمند نامدار میهن مان

 

استاد پورصفا نقاش نامدار اصفهانی درگذشت

Sunday, May 24, 2015

 

برگی از تاریخ رنجبار میهنمان در هنگامه ی تازش ِ همسایه ی شمالی

اشاره
  پژوهنده ی ارجمند، آقای دکتر محمود دهقانی، گفتار آگاهاننده ی زیر را برای نشر در این سامانه، فرستاده اند که با سپاسگزاری از همکاری ی ایشان، انتشار داده می شود.
*
ویرانی ی کاخ شاه عباس به دست افسر قزاق روس! 
*
پس از فرو خفتن نقاره ی جنگ میان عثمانی و صفوی در روزگار شاه عباس یکم، در سایه آرامشی که گسترده شد نوبت به آبادانی رسید. بدنبال راه سازندگی که امام قلی خان در فارس و گنجعلی خان در کرمان و سران  لشکری و کشوری درهمه جا پیش گرفتند میرزا تقی خان نیز با کمک شاه عباس غبار از چهره مازندران زدود وبا امنیت راه ها، ابریشم و کالاهای ایران بیشتر به جهان صادر شد. اما سال ها پس از آن در پایان فرمانروائی شاه عباس دوم و سال های نخست فرمانروائی شاه سلیمان، گروه ها ئی ماشک دماغ کشورهای ایران و روسیه شدند که به گونه خلیفه داعش امروز در کشورهای سوریه و عراق،  آن ها در کناره های رود ولگا عرض اندام کردند. هر چند در آن سوی رود ولگا به یغماگری می پرداختند اما قدرت یافتن یاغیان این سوی مرز را نیز با خطر بسیار روبرو کرد چرا که سران تزار برای امتیازات بازرگانی با ایران و رهائی از دست یورشگران، آن ها را به این سو می تاراندند.
 اگر خلیفه سده بیست و یکم داعش، در روزگار کنونی با جنگجویان به آن گونه که خود گفته می خواهد از راه دمشق و بغداد در آن سوی خلیج فارس به ایران به گونه روزگار ساسانیان پا بگذارد، یورشگران قزاق نیز در آن سوی رود ولگا برای خود ثروت و قشونی تدارک دیده بودند و به این سوی مرز به ایران روزگار صفوی پا می نهادند.  هدف نگارنده در این نوشته خیلی کوتاه پرداختن به یورش داعش در سوریه و عراق نیست بلکه هدف برافروختن شمعی در دالان تاریک پیشینه دیگری از یک رویداد به فرماندهی افسر قزاق "استفان استینکو رازین" در کناره رود ولگا و شبیخون به فرح آباد در کرانه دریای مازندران ایران روزگار صفوی است.۱
در ۲۵ کیلومتری ساری روستائی به نام "طاهان"، در کنار رودخانه "تجن" قرار داشت واز دیرباز کشاورزی و شالیزارهای پرآوازه آن بر سر زبان ها بود. مهندسان شهرسازی شاه عباس یکم به سرپرستی ساروتقی استاندار مازندران که در گستره معماری و شهر سازی با دانشی فراگیر پر تجربه بود، با  طرح خانه‌ها و ساختمان‌های کاخی که شاه  فرمان ساختن آن ها را داد، در انجا دست به کار شدند. با آغاز شهر سازی و بالا رفتن ساختمان‌ها و با ساختن  پل، بازار و جاده ها خیلی از خانواده‌های گرجی و ارمنی و یهودی نیز در طاهان و پیرامون آن جاگیر شدند و به کار و بازرگانی پرداختند. بیشتر مهاجران به آنجا کوچ داده شدند و برخی نیز در بالا گرفتن آوازه طاهان خود به آنجا مهاجرت کردند. گزارش اسکندر بیگ منشی  و گزارش "د لاواله" آغاز و روند شکل‌گیری و توسعه  شهر را نشان می‌دهند.۲
این شهر در حین ساخت، با مسجدی بسیار زیبا که از آن برای مدرسه نیز استفاده می شد  همراه کاروانسرا، گرمابه و جاده سنگ فرش و گل ها و باغ ها و جویبارها آنچنان به سر و رویی زیبا و دل انگیز دست یافت که بر آن "فرح آباد" نام نهادند. شاه عباس برای ساختن خانه در شهرفرح آباد به مهاجران زمین واگذار می کرد و گاه با قیمتی ناچیز زمین در اختیار برخی از اسرای جنگی که با ازدواج سرگرم زندگی و بازرگانی شده بودند می گذاشت و آنان را به کار و پیشرفت تشویق می کرد. در گذر از بومی‌ها و سران سپاه و نزدیکان شاه، بیشتر شهروندان فرح آباد یهودی و مسیحی بودند. در آن روزگار فرح آباد دارای نزدیک به سه هزار خانوار شد. کاخ "جهان‌نما" در انتهای شمالی شهر بود. این کاخ نگارگری‌های زیبا و خوش رنگ داشت و از ایوان آن چشم‌انداز دلپذیر شالیزار، رود و دشت و دریا پیدا بود.
کاخ "جهان نما" به دست افسر قزاق " استفان استینکو رازین" ویاغیان او در بهار شوم سال ۱۶۶۸ میلادی، در روزگار "آلکس میخائیلویچ" پدر "پطر کبیر" در روسیه و هم زمان با سال های  پایان فرمانروائی شاه عباس دوم چپاول و به آتش کشیده شد. نگارگری هائی که جهانگردان اروپائی از آن یاد کرده اند، همراه آینه های بلند و همه  تزیینات کاخ یکسره ویران شد. یاغیان مسلح "رازین" با چند کشتی، با حقه داد و ستد به آنجا آمده بودند. شب هنگام با یک یورش، کشتار بی گناهان شهر فرح آباد و چپاول خانه ها را آغاز کردند. پس از کشته شدن انبوهی از مردم،  یاغیان متواری شدند.
آن رویداد ترمز روانی شد و مردم دلواپس کمبود امنیت بودند چرا که با یورش های پیاپی، فرح آباد تاختگاه تراکمه و گروه های دیگر نیز شده بود. شهروندان یکی پس از دیگری شهر را ترک نموده و به جاهی دیگری کوچ کردند. از ساختمان دو اشکوبه کاخ جهان نما با آینه‌های بزرگ همراه با کاشی‌های خوش رنگ گرمابه که در گمانه‌زنی‌های باستان‌شناسی کنونی در آنجا دیده می‌شوند تنها پلی شکسته و تکه ای از دیوار کاخ به جا مانده، اما مسجد شاه عباس فرح آباد با معماری منحصر بفرد خود هنوز پا برجا است. 
افسر قزاق " استفان استینکو رازین" برادرش در مسکو محکوم به مرگ شده بود و از آن روی، نخست در اندیشه انتقام از دولت روسیه برآمد. او از راه چپاول و راهزنی ثروت هنگفتی به دست آورده و یاغیان نقاط دیگر را در کنار هم گرد آورده بود. پیش از آن وقتی از سوی روس ها احساس خطر کرد از دولت صفوی درخواست تابعیت ایرانی نمود اما شاه عباس دوم درخواست او را نپذیرفت. "رازین"  از هر دو سو نگران جان خود و جنگجویانش بود. او تا مدت ها نامش در کتاب های داستان روسی بود و حتا دانشنامه روسیه نیز از او صحبت به میان آورده است.
شهر زیبای فرح آباد در سال های پایان فرمانروائی شاه عباس دوم چند بار مورد یورش قرار گرفته بود. "استینکو رازین" از قزاقان ناحیه رود "دن" با گروهی از مردم بخش "دنیتر" هم دست شده به سواحل دربند و باکو حمله کردند و تا دروازه رشت پیشروی نمودند. فرمانفرمای گیلان به جنگ با آن ها شتافت و بیرون رانده شدند. آن ها پس از مدتی دوباره برگشتند و این بار از راه دریا در فرح آباد پیاده شدند. برای ترس مردم فرح آباد نخست چند نقطه شهر را به آتش کشیدند و برای رعب و وحشت عده ای را در جا بجای شهر گردن زدند.  خیلی ها را اسیر کرده و در خن کشتی ها زندانی کردند و خود به میانکاله گریختند. در جزیره میانکاله از سوی مردم پیرامون جزیره مورد هجوم  قرار گرفتند و عده ای از آن ها با هجوم پشه های مالاریا فرار را بر قرار ترجیح داده اما از پا درآمدند. بازمانده قشون "رازین" در نزدیکی رود ولگا با سربازان تزار درگیر شدند و عده ای از سربازان روس را کشتند و با خفه کردن اسرای ایرانی آن ها را به آب انداختند. دولت شاه عباس دوم به روس ها اعتراض کرد و سرانجام پس از جنایت های بی شمار، "رازین" دستگیر و روس ها با ساطور او را چهار شقه کردند.
این یورش ها درگذر از راهزنی گروه های ماجراجو، ریشه سیاسی نیز داشت. چون در روزگار "الکسی میخائیلویچ " پدر "پطر کبیر" فرستاده تزار به دربار شاه عباس دوم پیروزی سیاسی چندانی برای بازرگانی نیافت در سال های نخست روزگار شاه سلیمان، در ١٠٧٩ قمری برابر با ١۶۶٨ میلادی شش هزار قزاق را برانگیخت و به آن ها سفارش کرد که خود را به ستوه آمده از ستم پادشاه روس معرفی کنند. پس از آن  اشرار دسته دسته با چندین ناو که هر یک با دو توپ مسلح بود از راه دریا روانه شدند. گفته می شود کار که از کار گذشت پادشاه روس با حیله سیاسی به ایران گزارش داد که حدود شش هزار از اتباع ما برای گرفتن تابعیت ایرانی بسوی مرزهای آبی شما می آیند و بهتر است از پذیرش آن ها خودداری نمائید. ۳
یاغیان قزاق در سواحل گیلان و فرح آباد پیاده شده و گفته بودند ما به سرزمین شما پناه آورده ایم. پس از چندی که با شهر آشنا شدند در یک شبیخون مردم را کشتند و کاخ و بازار و همه جا را به آتش کشیدند. ناآرامی و یورش این گونه یاغیان به ایران در روزگار شاه صفی نیز گزارش شده است. یاغیان گاه خود سرانه و گاه با چشمک پادشاهان تزار که می خواستند به گونه ای از شر آن ها، رها شوند به مرزهای ایران نزدیک می شدند. این یورش ها همیشه در روزگاری بود که ریخت و پاش و اختلاس و دزدی و ریا و تزویر و خودخواهی های سیاسی درون این سوی آب بالا می گرفت و از کسی نمی پرسیدند از کجا آورده ای. با نا آرامی درونی، شهرها ی کشور دستخوش اغتشاش می شدند و شهروندان زخم خورده نیز سر در گریبان، با بهت و حیرت به خود فراموشی رو می آوردند و آماج تیر و شمشیر دزدان غیر خودی نیز می شدند.
 سند های بسیاری جسته و گریخته از چپاول شهرهای ساحلی شمال ایران در درازنای تاریخ به ثبت رسیده اما یاد آوری این نکته نیز لازم است که جنایتی که یاغیان قزاق در روزگار صفوی به فرماندهی " استفان استینکو رازین" به اجرا درآوردند چیزی به گونه یورش داعش به کشورهای سوریه و عراق امروز بود. اگر در روزگار شاه عباس دوم در مازندران به زیر ساخت کشتی سازی و آن صنعت نیاز پیدا شد و "کشتی رانی دریای خزر رونق گرفت و به تشویق او ایرانیان کشتی هایی چند ساختند که شاه عباس دوم خود برای تشویق صنعت گران ایران در آن ها نشست"، برای یورش ها و تهدیدی بود که پی در پی در مرزهای آبی دریای مازندران به خاک ایران صورت می گرفت.٤
پانوشت:
۱ – نگاه کنید به جلد نخست "تاریخ سیاسی" سعید نفیسی ص ٨۵. "در تاریخ میهن ما" نوشته محمد حجازی ص ١۲٤.همچنین بنگرید به "سفرنامه ملگانف به سواحل دریای خزر"،با تصحیح مسعود گلزاری، ص ۱٠٤. انتشارات دادجو، تهران ۱٩٨۵.
۲ – در گذشته به تجن رود " تیزین رود " می گفته اند. "پیترو د لاواله" جهانگرد ایتالیائی از ملازمان پاپ بود. در روزگار شاه عباس یکم به ایران سفر کرد. سفرنامه او را شادروان شعاع الدین شفا به فارسی برگردانده است. همچنین برای پیشرفت شهر فرح آباد نگاه کنید به اسکندر بیگ منشی: "تاریخ عالم آرای عباسی"، ایرج افشار،ج دوم، تهران ۱۳۳٤.
۳ – "تاریخ مازندران". جلد دوم. اسمعیل مهجوری. چاپ اول تیرماه ۱۳٤۵ چاپ اثر- ساری، ص ٩۱.
٤ – در مورد کشتی سازی و کشتی رانی در روزگار شاه عباس دوم نگاه کنید به پاریزی، "سیاست و اقتصاد عصر صفوی"، ص ۲۲٩، به نقل از "روضه الصفا" ج ٨، ص ٤٨۳.

Wednesday, May 20, 2015

 

بازداری ی نام گذاری ی کودکان به نامهای عربی و سفارش ِ نام گزینی از شاهنامه و خودداری از مذهب گزینی پیش از هیجده سالگی در تاجیکستان


<br>
. ﺍﺳﺎﻣﯽ ﻋﺮﺑﯽ ﺩﺭ ﺗﺎﺟﯿﮑﺴﺘﺎﻥ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺷﺪ
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ۱۷ ﺍﺭﺩﯾﺒﻬﺸﺖ ۱۳۹۴ - ۷ ﻣﻪ ۲۰۱۵
ﺍﻣﺎﻣﻌﻠﯽ ﺭﺣﻤﺎن ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺗﺎﺟﯿﮑﺴﺘﺎﻥ ﻃﯽ دستوري ﺑﻪ ﻣﺠﻠﺲ ﺁﻥ کشور، ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ تدوین ﻗﺎﻧﻮﻥ ممنوعيت  ﻧﺎﻣﮕﺬﺍﺭﯼ عربی ﺑﺮ ﻧﻮﺯﺍﺩﺍﻥ ﺗﺎﺟﯿﮑﺴﺘﺎﻥ ﺷﺪ و در عوض از مردمش خواست نام فرزندان خود را از شاهنامه فردوسی انتخاب کنند..

ﻗﺎﻧﻮن ديگري  ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﺎﺭﻟﻤﺎﻥ ﺗﺎﺟﯿﮑﺴﺘﺎﻥ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﺷﺪﻩ ﺍست ، اينست ﮐﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﭼﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭼﻪ ﭘﺴﺮ ﺗﺎ ﺳﻦ 18ﺳﺎﻟگي ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﯾﻦ ﻭ ﻣﺬﻫﺐ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ نا خواسته ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺗﺮﺱ ﻭ ﻭﺣﺸﺖ ﻧﺎﺷﯽ ﺍﺯ ﺩﯾﻦ و مذهب ﻧﺸﻮﻧﺪ ! ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﯾﻦ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﻭ ﻧﻮﺟﻮﺍﻧﺎﻥ ﺯﯾﺮ 18 ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ، ﮐﻠﯿﺴﺎ ﻭ ﮐﻨﯿﺴﻪ ﺟﻠﻮﮔﯿﺮﯼ مي شود . اما پس از 18 سالگي ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻦ ﺗﺸﺨﯿﺺ ﺭﺳﯿﺪﻧﺪ در صورت ﺗﻤﺎﯾﻞ ِﺷﺨﺼﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ  می ﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﯾن انتخاب كنند .


 

سرود شورانگیز "وطنم " (نخستین سرود ملی ی ایران) با صدای "شقایق کمالی"، کاری ارزنده از "سیاوش بیضایی"

,br.
در این جا بشنوید.:



Saturday, May 16, 2015

 

سه برداشت از اهمیّت شاهنامه برای ایرانیان



محمد علی فروغی جستار مشهوری با عنوان «فردوسی و اهمیت شاهنامه» نوشته  که چکیده ی آن، چنین است:
"اگر فردوسی، شاهنامه را نظم نکرده بود روایات [تاریخی ایران باستان] به‌حالت تاریخ بلعمی و نظایر آن در می‌آمد که از صدهزار نفر یک نفر آن‌ها را نخوانده بلکه ندیده است، و شکی نیست در این که اگر سخن دلنشین فردوسی نبود، وسیله ابقای تاریخ ایران همانا منحصر به کتب امثال مسعودی و حمزه بن حسن و .ابوریحان می‌بود .که همه به زبان عربی نوشته شده و اکثریت عظیم ایرانی‌ها از فهم آن عاجزند"
* *  *

 حماسه ی مذهبی و حماسه ی ملی

دکتر جلیل دوستخواه
 جلیل دوستخواه
نقالی و شاهنامه‌خوانی که در قهوه‌خانه‌ها اجرا می‌شد، از هنرهای مردمی‌ست که تاریخ و اساطیر ایران باستان را با ابیات برانگیزاننده ی شاهنامه در اختیار عموم مردم می‌گذاشت. از همان آغاز این هنرهای ملی در کنار هنرهای نمایشی با بن‌مایه‌های مذهبی مانند پرده‌خوانی و تعزیه اجرا می‌شد. درگیری بین حماسه مذهبی و حماسه ملی در ایران تازگی دارد.
  جلیل دوستخواه، استاد ادبیات فارسی درباره حماسه ی مذهبی  و حماسه ی  ملّیی:
«حماسه‌ی مذهبی» – هرگاه بتوان چنین عنوانی را به کار برد – سوگنامه‌ای‌ست برای جان باختگان در راه یک عقیده یا مرام ویژه و مخاطبان آن، پیروان‌‌ همان عقیده و مذهب‌اند. کتاب روضه‌الشّهدای ملا حسین واعظ کاشفی – که واژه‌ی روضه، کوتاه کرده‌ی آن و ترکیب روضه‌خوانی، اشاره‌ای بدان است و بیشتر، روایت‌های وابسته به رویداد شهادت امام سوم شیعیان در رویداد عاشورای سال ۶۱ هجری را در بر‌می‌گیرد – نمونه‌ی مشهور این سوگنامه‌نویسی به شمار می‌آید.
مضمون «شاهنامه دوم» که اردیبهشت ماه از آن رونمایی شد، زندگی، جنگ‌ها و خطبه‌های علی، خلیفه چهارم و امام اول شیعیان است. علی با رستم در رقابت قرار گرفته است. زور کدامیک بیشتر است؟ حماسه مذهبی یا حماسه ملی؟
جلیل دوستخواه:
حماسه‌ی ملی، نمایشگر کنش و کوشش اجتماعی و فرهنگی و میهن‌دوستانه‌ی یک ملت، از همه‌ی تیره‌های قومی و فرقه‌های مذهبی بر زمینه‌ای فراگیر و بدون گرایش محدود به گروه ویژه‌ای‌ست و سنی و شیعی و کافر را در کنار هم به خواندن یا شنیدن می‌نشاند تا دریابند و بدانند که نیاکان آن‌ها در گذشت روزگاران، چگونه اندیشیده‌اند و چه گفته‌اند و چه کرده‌اند و چرا بر جا ماندن مجموعه‌ی یک ملت، برآیندِ کوشش‌ها و کنش‌های آن‌هاست. شاهنامه‌ی فردوسی، آیینه‌ی تمام نمای این فرارَوَند دیرپای است.
* * *

خودپرستی رهبر و نادانی مردم

دکتر جلال خالقی مطلق
دکتر جلال خالقی مطلق
در نخستین بخش شاهنامه، رهبر به خطا می‌رود، گرفتار خودپرستی می‌شود و سقوط می‌کند. مردم هم شتابزده و شورشی و نادان‌اند. دوزخ ضحاکی جانشین بهشت جمشیدی می‌شود و معنویات از دست می‌رود.
جلال خالقی مطلق، شاهنامه‌پژوه:
این وضعیت به نام یک مشیت الهی که باید پذیرفت و با آن ساخت تبلیغ نمی گردد. بلکه مردمی که خود موجب این وضع بودند، خود نیز باید اکنون برای رفع آن دامن همت ببندند. و این همان اندیشه‏ مبارزه میان نیک و بد در جهان‌بینی ایرانی است.
خالقی مطلق در سال ۱۳۴۹ کار سترگ تصحیح شاهنامه فرودسی را آغاز کرد و سرانجام در سال ۱۳۸۷ آن را به پایان رساند. نخستین بار شاهنامه به تصحیح خالقی مطلق در خارج از ایران انتشار یافت. او این کار را تقریباً به تنهایی و بدون پشتیبانی دولت‌ها به انجام رسانده است.
متولی پروژه تولید «شاهنامه دوم» سازمان تبلیغات اسلامی است که زیر نظر «مقام معظم رهبری» کار می‌کند و بودجه سالانه اعلام شده آن بیش از ۲۶۰ میلیارد تومان (۲۶۰۵۵۵۹۰۰۰۰۰۰ ریال) است. این سازمان اعلام نکرده که چقدر خرج تولید «شاهنامه دوم» شده است.
خالقی مطلق بر آن است که شاهنامه به این دلیل یگانه است که مورد استقبال مورخان و ادیبان و نقاشان و نقالان قرار گرفت و این امر سبب شد که آداب و رسوم خانوادگی و اجتماعی ایرانیان به فرهنگ اسلامی منتقل شود.
خالقی مطلق:
شاهنامه مانند پلی شد که دو فرهنگ پیش از اسلام و بعد از اسلام ایران را به یکدیگر متصل ساخت و آن استمرار فرهنگ ایران که با ورود عرب آسیب بزرگی دیده بود، به وسیله شاهنامه تا حد زیادی مرمت یافت.
با این حال گاهی برخی از روشنفکران پرسش‌های رادیکالی را هم در برابر شاهنامه و آفریننده آن نهاده‌اند. احمد شاملو در سخنرانی‌اش در دانشگاه برکلی، فردوسی را به تحریف شخصیت‌هایی مانند ضحاک و کاوه و تحریف شورش‌های مردمی متهم کرد. ظاهراً هرگاه بحث تاریخ در میان می‌آید، تحریف هم یکی از سویه‌های آن است. .
.علاقه سازمان تبلیغات اسلامی به زبان و بیان شاهنامه از این لحاظ هم قابل تأمل است.

گفتاورد از: رادیو زمانه.

This page is powered by Blogger. Isn't yours?